مونارک

پروانه نیستم

تنها پری جدا شده‌ام از پرنده‌ای

در باد، دربدر

"سید علی میر افضلی"

به یادش و به شادی اش

شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۴:۱۰ ب.ظ

یا محبوب




فکر کن یک پیام از طرفِ رفیقِ شفیقِ روزهای سخت وبلاگی ات چطور میتواند تو را تا مرز ذوق مرگی ببرد.

خبر دعوت به جشن آسمانی شان


1394/3/1

فقط خدا میداند ازدواج یک رفیق الهی چه  شور و سروری بر دل می انداز.دلم آرام و قرار نداشت. از توی ماشین تا دم در تالار دل توی دلم نبود.ذهنم می پرید به اوایل آشناییمان که چه بر من گذشت و چه ها بر او.چه ذوقی داشتم خبر چادری شدنم را اول به او بگویم. چقدر حظ بردم از شعر خوانی اش توی کافه.جلسه های سه شنبه مان که رفیق نیمه راه شدم. هیچ احتمال نمیدادم که یک کلیک بشود بارقه ای برای این دوستی...پیوند بدهد دل هامان را و نور بپاشد به این رفاقت...

خدایا شکرت... اعتقاد دارم  دوست خوب رزق است.خیری که خدا برای آدم میخواهد.

مَن اَرادَ اللّه  بِهِ خَیرا رَزَقَهُ اللّه  خَلیلاً صالحِا."نهج الفصاحه ص776 ، ح3064"


بخاطر کفش پاشنه بلـــــند و موزاییک صیقلی و تجربه ی چندین باره ام در پخش شدن روی زمین کمی آرام قدم برمیداشتم.درونم هیجان قل قل میکرد و حسِ غریب افتادگیِ ملسی چاشنی اش شده بود.تصوری از یک جشن عروسیِ اسلامی نداشتم. نمیدانستم لباسم مناسب است یا نه؟و اینکه مرا بدون روسری و مخلفات دخترانه میشناسد؟!...


در این فکر ها بودم که نگاهم ماند روی لباس سفیدش.کارخانه ی قند بود که توی دلم ذوب میشد.انگار کن که یک ماه کامل را دیده ای..درخشان...اعتقاد دارم عروس ها زیبا هستند سوای لطف بعضی آرایشگر های ناشی .مگر میشود عروسِ پیوند مقدسی زیبا نباشد.


مجلس خودمانی  بود و میهمان ها صمیمی و عروس صمیمی تر بین میز ها می چرخید و خوش و بش می کرد. ایمان جانِ بیشتری گرفته بود. از بزن و بکوب های مراسم های معمول خبری نبود.تمامش مدح و مولودی. اذان به وقت عاشقی میگویند،عروس داماد حی علی الصلوة . دلم میرود برایشان،برای ثواب هفتاد برابرشان...یادم به عروسی های خودمان می افتد که نماز را باید در اتاق پرو وسط دوپس دوپسشان میخواندیم.بماند یک جاهایی بیسِ موزیک بالا میرفت و نمازمان ریتم میگرفت...استغفرالله...

همه چیز خوب بود و لحظات با هم صحبتِ هم سنِ شیرین زبان جان گرفته بود..

.جان دادی به روحم نفیسه....قطعا خدا هم این مجلس را دوست دارد

  إنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ یُحِبُّ البیتَ الذی فیهِ العُرسُ   الکافی : ٦/٥٤/٣

 

تمام حسم را میریزم توی این کلمات که بروید و خوشبخت شوید...یا به قول آقا:"بروید و با هم بسازید."...

بروید و نعم العون هم باشید علی طاعت الله...بروید و باهم برای "او" شوید...

"الهی در هوای ما هوس نیست الهی جز تو در ما هیچ کس نیست".نرجس خاتون آیتی

--------------------------------------

حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه السلام در مورد حقوق همسر فرموده اند :

 

 و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله ارامش و رفاه و انس و نگهداری

تو را فراهم نموده است.هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این

نعمت الهی است.بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و

رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو بر او لازم تر است ، ولی زن حق

مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی است.

 

رساله حقوق امام سجاد علیه السلام


+ خانه ی رفیقمان





نظرات  (۳)

آرزوی خوشبختی 
منم از عروسیای اینجوری حظ میبرم
پاسخ:
:)
  • نیلوفر فروتن
  • این جشن و شروع با همسفری جدید قسمت همه بشه.....
    ان شاء لله به اون آرزوهایی که از بچگی کنار محبوب آیندمون داشتیم و درسر می پروروندیم برسیم و دقیقا همونطور و بلکه بهتر بشه...
    پاسخ:
    ان شاء الله همه جوونا خوشبخت شن.

    :))))
  • به یادش و به یاریش
  • سلام و نور و نور و سکوت و سکوت و سپاس و سپاس...

    با آرزوی بهترینها برای شما
    آرزوی بهترین همراه و همسفر و همسر برای شما
    نعم العونی تمام و کمال
    پاسخ:

    سلام و نور و نور و خوشبختی ....:)

     

    خییلی ممنونم عزیز دل :)

    [ آیکون خجالت و سر به زیری و گل های قالی و اینا...]

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی