مونارک

پروانه نیستم

تنها پری جدا شده‌ام از پرنده‌ای

در باد، دربدر

"سید علی میر افضلی"

عاشقان را مژده دهید

سه شنبه, ۸ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ق.ظ

یا حبیب


چه  ذوقی میکنیم، وقتی میشنویم یک زمان گفته بودی دلتنگم برای دیدن برادرانم...

واشوقاه الی لقاء اخوانی...

نشسته بودی میان یارانت ، مثل پروانه میگشتند دورت و باز گفتی انی الیهم مشتاق...

مشتاقانه میگفتی ، با اشک میگفتی ،بی تاب میگفتی...

اصحاب که گفتند:"جانمان به فدایت،چرا بی تابی میکنی ؟!ما که اینجاییم.نزدیک شما..."

و شما گفتی:"شما اصحاب من هستید. برادران من آنها هستند که مرا ندیده اند و تنها

 از روی نوشته ای به من ایمان آورده اند...چقدر مشتاق دیدارشان هستم..."

دعایشان کردی...

«اللهم احفظهم وانصرهم علی من خالفهم و اقرعینی بهم یومالقیامه .»

خداوندا! حفظشان کن و یاریشان فرما در نبرد با دشمنان

و چشمم را به دیدارشان در قیامت روشن کن.


 

اویس این زمانه که باشی ،ذوق دارد وقتی بشنوی، بخوانی، پیامبرت دلتنگ توست...

+این را از خانه ی قبلی ام برداشتم...همچنان با خواندنش ذوق میکنم.

++عیدتان به شادی و میلاد جانانِ دل مبارک


نظرات  (۶)

  • مــــــــ. یــ.مــ
  • خیلی عالی بود:-)))
    پاسخ:
    نوش روحت :))))
  • سعیده زارع
  • عیدت مبارک :* 
    پاسخ:
    برا تو هم :*
  • ‫به یادش و به یاریش‬‎
  • سلام و نور
    عید شما هم مبارک
    پاسخ:

    سلام جانا!

    مبارک و به نیکی انشالله

    سلام و تبریک
    چه نشاط آور نوشتید پست را ...
    :)
    پاسخ:
    سلام و سلامتی گوارای وجودتان
  • کبوتـر :)
  • و ما نیز ذوقمان از چشم ها زد بیرون ... :)
    پاسخ:
    :)))))
    خوش بحال مصادیق این کلام رسول مهربانی
    پاسخ:
    خوش به حالشان...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی