مونارک

پروانه نیستم

تنها پری جدا شده‌ام از پرنده‌ای

در باد، دربدر

"سید علی میر افضلی"

بیا یادم بده پروازو با دستات

يكشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۴۰ ق.ظ

یا لطیف


گمشده بودم .همه جا تاریک بود. تازه از پیله ام بیرون آمده بودم و نمیدانستم چه کنم.

همه چیز برایم تازه گی داشت.

صدایم زدی.از دنیای جدیدم فقط تو را میشناختم.دنبالت رفتم. می افتادم. زخمی میشدم.

 میدویدم. جان میدادم و دنبالت می آمدم .من کمک میخواستم.

پرواز نمیدانستم. دنیای بیرون خشن بود و ترسناک.می ترسیدم. تو اما زیبایی را نشانم دادی.

 به پروازم کشاندی .گفتی بیرون زیباتر از دنیای کوچک پیله ات است.تو نور را نشانم دادی...و حالا این پروانه ی نور دیده از ترس سقوط زمین گیر شده ست...

من میترسم از تمام چیزهایی که نمیدانم میترسم.


+خلاصه ی همه ی بهانه ها این است

تو

از

یادم

نمیروی

محمدرضا عبدالملکیان

نظرات  (۳)

سلام هم وبلاگی قدیمی محترم 
پاسخ:

السلام علیک جناب ضمیران

سلام 
یعنی اقای عبدالملکیان کل متنو نوشته یا شما خطاب به ایشون 
یا شما و ایشون خطاب به ایشون 
یا ایشون و شما خطاب به شما 
یا شما خطاب به شما!!!!
پاسخ:

یکی به یکی یه چی گفته

شما ب دل نگیرید

تعجب

پاسخ:

یا للعجب...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی