مونارک

پروانه نیستم

تنها پری جدا شده‌ام از پرنده‌ای

در باد، دربدر

"سید علی میر افضلی"

روزی که با نگاه تو لرزید جان من...

سه شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۱۱ ب.ظ

یا الله

 کربلا ندیده ام.

نمیدانم  چطور کسی توی بین الحرمین وسط روضه ی عباس باشد

 و قلبش از شدت غم نترکد...دق نکند...

نمیرد... 

نظرات  (۳)

  • یـک مـعــلـم . .
  • "الحق که به تو ، نام قمـــر می آید"
    *ای مــــاه ترین عموی دنیا،عبـاس*
    .
    کربــلا،روزیتــون . .
    ان شاء الله
    پاسخ:
    ممنوووووونم
    روزی شما همچنین

    مرده شور هرکی مغازش بازه و جنس نمیاره حتما تحصیلکرده است.

    پاسخ:
    نفرین آمون بر تو باد ای...

    جنسامون فعلا تو گمرکه.


    [دوتا قلب] برای اون دوتا عشق.ماشالله

    این قسمت : عذر بدتر از گناه

    قصه از اینجا شروع نشد ،

    راستش خودمم نمی دونم از کجا شروع شد

    البته دیگه مهم هم نیست از کجا شروع شد

    به هرحال اگه می گفتی د که جتسامو آب خیال برد یا طوفان تقدیر برد یا رعد و برق یه عشق نابسامان سوزوند یا غبار خوزستان خفشون کرد یا کلاغ معروف قصه ها به چشم به هم زدنی دزدید برام قابل هضم تر بود تا اینکه بگویی در گمرکه .

    شکسته باد گیت اون گمرک

    از جانب معبد آمون به تو دستور می دم که آذر به ثلث خودش نریسیده قلم ذهنتو به دستت بسپاری که بریزه روی کیبورد و ماهم جرعه نوشی کنیم .

    بشمار 1

    2

    3

    و بوووووووممممممم

     

    پاسخ:

    درود خدا بر تو باد


    سمعا و طاعتا انشالله



    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی