مونارک

پروانه نیستم

تنها پری جدا شده‌ام از پرنده‌ای

در باد، دربدر

"سید علی میر افضلی"

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد...

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۱۱ ب.ظ

یا خالق

ول کن جهان را


نشسته ایم روی چمن ها.نسیم با بخار قهوه میخورَد توی صورتمان که موچه ای را از لابه لای چمن ها

به بازی میگیرد.از این دست به آن دست.گاهی نزدیک صورتش میگیرد و گاهی زمینش میگذارد.میگویم

چه کار به بیچاره داری.بگذار راهش را برود.

مورچه را ول میکند  وبه افق خیره میشود.میگوید میدانی طبق نظریه انیشتین موجودات کوچک حرکات

ما را آهسته میبینند.یعنی ما هم حرکات جهان را آهسته میبینیم؟

خنده ام میگیرد.سر تکان میدهم و یک قلوپ قهوه میخورم.میگویم ول کن جهان را... قهوه ات یخ کرد...

دردم از یارست و درمان نیز هم

يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ب.ظ

یا شافی

مثل یکشنبه های هر هفته نشسته ام تا استاد جان بسم الله بگوید و شروع کنیم که همکلاسی مان گریه کنان التماس حمد شفا دارد.صبح فهمیده مریضی اش جدیست...سرطان خون...

قلبم می ایستد...دستانم یخ میکند...دارم خفه میشوم...دختر بیست و چند ساله مگر چقدر تحمل دارد.

زمزمه میکنم خدایا قوی اش دار...

خدایا خانواده اش...

خدایا مادرش..

خدایا مادرش

مادرش

مادرش


∵∵این را با گوشی نوشتم.بال بال میزنم برای نوشتن