مونارک

پروانه نیستم

تنها پری جدا شده‌ام از پرنده‌ای

در باد، دربدر

"سید علی میر افضلی"

گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست

شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۴۵ ب.ظ

هوالمحبوب


خوابمان را دیده بود همان موقع که رفته بودیم مشهد.زیر سایه ی نورانیِ حضرتِ عشق

دستِ هم را گرفته بودیم و قدم میزدیم.لبخند میزدم.لبخند میزدی و به گنبدِ زردِ جانان

نگاه میکردی و برایم یاسین میخواندی.تعریف که کرد خنده ام گرفت.

گفتم واقعا که خواب دیده ای.


نظرات  (۱)

  • مــــــــ. یــ.مــ
  • :-))))
    عه من مشهدم :-)))
    چه خوب که این پست رو نوشتی 
    عصر یه دونه یاسین به نیابت از تو میخونم تو حرم:)))
    پاسخ:

    واییی فدات بشم

    دست درد نکنه :*

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی